بهترین چیزدردنیاماه وخورشیداست.

به مجموعه اندیشه ها، ارزش ها و رفتارهای یک قوم، فرهنگ گفته می شود. در حقیقت، فرهنگ، چیزی است که به زندگی، ارزش حیاتی می بخشد. فرهنگ همچون روحی در افکار و رفتار مردم جریان دارد و اصلی ترین وسیله حفظ جامعه است؛ چرا که عناصر گوناگون اجتماع در بستر فرهنگی به هم پیوند می خورند. جامعه ای که مشکل فرهنگی داشته باشد، نظم نمی پذیرد و رفتارها در آن، قابل در آن، پیش بینی، هدایت و برنامه ریزی نخواهند بود.

بسیج، بر اساس ارزش های انسانی و فرهنگ عمیق اسلامی شکل گرفته و رمز موفقیت آن، این است که از اعتقاد میلیون ها انسان برخاسته است. زمانی که افراد مسیر زندگی و هدف خود را با تفکر بسیج هماهنگ و هم سو می بینند، به بسیج گرایش می یابند. ایمان، اخلاص، ایثار و شجاعت، ویژگی های بسیجی اند که در دامن فرهنگ اصیل اسلامی رشد کرده اند.

تدبیر امام، تشکیل بسیج

مردم، اصلی ترین بخش جامعه اند که نقشی حیاتی در تأمین سلامت و موفقیت کشور بر عهده دارند. آنها هستند که با آگاهی و هوشمندی، جامعه را به سوی موفقیت پیش می برند یا با ناآگاهی های خویش، سرنوشت شومی را برای کشور رقم می زنند.

حضرت امام خمینی رحمه الله با بینش عمیق خود، بارها بر جایگاه مهم مردم برای رساندن کشور به سعادت، تأکید ورزید. ایشان با درایت بی نظیر خود در سال های سخت دفاع، قشرهای گوناگون را به یک پارچگی و بسیج عمومی برای نجات کشور از بحران جنگ تشویق کرد. قدرت مردم در پرتو تدبیر آن پیر فرزانه و پیوند الهی آنان با یکدیگر، نه تنها کشور را از رنج های جنگ نجات داد، بلکه بعد از جنگ نیز بسیج را به عنوان یکی از بزرگ ترین و محکم ترین نهادهای کشور مطرح ساخت.

بسیج؛ نهادی اجتماعی

حضور پر رنگ و موفق بسیج در جنگ تحمیلی، ارزش بسیج را بیش از گذشته در برابر چشم ها قرار داد. ازاین رو، بیشتر مردم، بسیج را به عنوان نهادی نظامی می شناسند. باید توجه داشت که گرچه یکی از وظیفه های مهم بسیجیان، آمادگی نظامی برای دفاع از خطرهای نظامی است، ولی بسیج در نظر امام خمینی رحمه الله ، تکلیفی فراتر از این دارد.

در اندیشه ایشان، بسیج، نهادی اجتماعی است. نهادی گسترده که پاسخ گوی بسیاری از نیازهای اساسی و حیاتی جامعه است و چنان با بخش های دیگر نظام پیوند دارد که جدایی آنها از هم در جامعه اسلامی امکان پذیر نیست. بسیج با کارکردهای گوناگون خود، یاری رسان نیازهای آموزشی، عمرانی، سیاسی، دفاعی و... است. بسیج سوادآموزی، بسیج سازندگی و بسیج محرومیت زدایی، قسمتی از برنامه های بسیج در کشور است.

بسیج محرومیت زدایی

فقر، یکی از جدی ترین مشکلات موجود در کشورهای جهان است. هر سال تعدادی از انسان ها به دلیل سوء تغذیه و کمبود بهداشت، جانشان را از دست می دهند. مردمانی که بر اثر زراندوزی، خودکامگی و قدرت طلبی دیگران، در تنگ دستی و فلاکت به سر می برند.

انقلاب اسلامی در ایران، با بیداری قشر محروم جامعه شکل گرفت. پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی رحمه الله ، محرومان را صاحبان اصلی انقلاب دانست و نظام اسلامی را حکومتی عدالت خواه معرفی کرد. یکی از برنامه های ایشان، تشکیل بسیج محرومیت زدایی بود. گرچه تعدادی از نهادهای دولتی برای ریشه کنی فقر تلاش می کردند، ولی ایشان با فراخوانی از همه مردم، درخواست کردند تا در هر محله ای، گروهی شامل مهندسان، کارشناسان شهرسازی و خانه سازی، یک روحانی و یک نماینده دولت انتخاب کنند. این عده بدون هیچ پاداش مادی، با استفاده از کمک های مردمی و انسان دوستانه توان مندان، به رسیدگی حال محرومان و مستمندان می پرداختند.

بسیج سوادآموزی

اسلام، فراوان به فراگیری دانش توصیه کرده است. دانش آموزی، نه تنها زندگی اجتماعی را سامان می بخشد، که یکی از بهترین راه های رسیدن به خداست. در آموزه های دینی ما، دانش اندوزی و تفکر، عبادتی است که پاداشی بیش از عبادت های دیگر دارد.

آنچه در رژیم ستمشاهی بر ملت ایران سایه انداخته بود، تنها ظلم و استبداد نبود. دانش، بزرگ ترین نعمتی بود که مردم از آن محروم بودند. بیشتر مردم توان خواندن و نوشتن نداشتند و مسیر روشنی برای پیشرفت در برابر خود نمی دیدند. بسیج سوادآموزی با دستور امام خمینی رحمه الله به وجود آمد. ازاین رو، بی سواد و باسواد، دست در دست هم نهادند تا راه های موفقیت کشور را هموار سازند. بسیج سوادآموزی با هدف نجات مردم از نادانی، شروع به کارکرد و بی سوادی را تا مرز ریشه کنی پیش برد.

بسیج در دفاع مقدس

تاریخ بشر، جنگ ها و کشمکش های فراوانی به خود دیده است. کشورگشایی ها، ثروت اندوزی ها، قدرت طلبی و شهرت طلبی ها، انسان هایی را رو در روی هم به میدان نبرد کشانده و ذهن انسان را از خاطره های غارت و خون ریزی پر کرده است.

دفاع مقدس ملت ایران در طول هشت سال، ماهیتی متفاوت از جنگ های دیگر دارد. آنچه رزمندگان ایرانی را تا پای جان در میدان نگاه می داشت، ثروت و قدرت و شهرت نبود. دفاع مقدس، تصویر روشنی از تفکر بسیجی است. در این تفکر، انسان، موجودی مادی نیست که در حصار دنیا محصور باشد، بلکه موجودی الهی است که برای رسیدن به سعادت جاودانی تلاش می کند. همین تفکر است که ذهن های آگاه فراوانی را از سراسر جهان به خود معطوف داشته است.

بسیج جهانی

 

اسلام، دینی جهانی است که در مکان یا زمانی خاص محدود نمی شود. دینی که نوید آزادی، اخلاق و سعادت را برای تمامی انسان ها به ارمغان آورده است. دوراندیشی امام خمینی رحمه الله نیز برآمده از همین باورهای دینی است و فریاد رسای آزادی خواهی او همچنان در گوش تاریخ طنین انداز است. ندایی که مستضعفان عالم را به یک پارچگی فرا می خواند و بسیج را بهترین الگو برای آنان می داند. بسیج در تفکر حضرت امام رحمه الله ، بهترین محور وحدت ملت های مظلوم است. ایشان می فرماید: «هان ای ملت های جهان که مستضعفید! از جای برخیزید و حق خود را بستانید و از عربده های قدرتمندان نهراسید که خداوند با شماست و زمین، ارث شماست. وعده خداوند متعال، تخلف ناپذیر است.» «من امیدوارم که این بسیج عمومی اسلامی، الگو برای تمام مستضعفین جهان و ملت های مسلمان عالم باشد».

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 18:17  توسط سامان  | 

تاريخچه جمعيت :

در خرداد 1302 زلزله اي در شرق خراسان و به فاصله 3 ماه بعد در سيرجان و كرمان روي داد به علاوه جاري شدن سيل هاي گسترده در استانهاي گيلان ،مازندران ، آذربايجان شرقي و اصفهان تلفات و خسارات زيادي به بار آورد در اين زمان ارتش براي اولين بار به عنوان عوامل حكومتي به كمك آسيب ديدگان شتافت اين كمك جرقه اي براي سازماندهي تشكيلات جمعيت شيرو خورشيد بود سنگ بناي جمعيت در چهاردهم فروردين همان سال گذاشته شد اولين جلسه جمعيت تحت عنوان شيروخورشيد سرخ در ششم مردادماه 1302 در عمارت گلستان برگزار شد .

اولين تشكيلات رسمي امدادي در سال 1350 با استخدام نيروهاي نمام وقت باعنوان سازمان امداد شروع به كار كرد .

با پيروزي انقلاب اسلامي عمده فعاليتهاي جمعيت به خدمات امدادي در سوانح جوانان و خدمات حمايتي معطوف كه نشان شيرو خورشيد سرخ در سال 1359 به هلال احمر تغيير يافت اساتيد جديد جمعيت در سال 1362طي يك ماده واحد و پنج تبصره بهتصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد خدمات گسترده جمعيت در سوانحي چون زلزله سال 1369 گيلان  و زنجان و بحران آوارگان عراقي در سال 1370 موجب شد در جايگاه ويژه اي برخوردار شود و به عنوان يكي از 10 جمعيت قدرتمند جهان در پاسخگويي به سوانح مطرح شود .

 

اهداف جمعيت :

١- تلاش براي تسكين آلام بشري و تامين احترام انسانها

٢- كوشش در جهت برقراري دوستي و تفاهم و صلح پايداري ميان ملتها

٣-  حمايت از زندگي و سلامت انسانها بدون در نظر گرفتن هيچ گونه تبعيض ميان آنها

 

وظايف جمعيت :

١-ارائه خدمات امدادي در هنگام بروز حوادث و سوانح طبيعي مثل زلزله ،سيل و غيره در داخل و خارج كشور

٢-  ارائه كمكهاي اوليه در حوادث غير مترقبه به وسيله امدادگران.

٣- برنامه ريزي واقدام در جهت آمادگي مقابله باحوادث و سوانح و آموزش عمومي در اين زمينه.

٤-   ارسال كمك و اعزام عوامل امدادي و درماني به ساير كشورها درصورت لزوم.

٥- كمك به امر توانبخشي و ارائه خدمات  اجتماعي در جهت تسكين آلام  آوارگان – پناهندگان ، معلولين ، ايجاد حس تعاون تفاهم ،دوستي ونيكوكاري بين مردم.

٦-تلاش در جهت تسكين آلام بشري و كمك به امر سلامت و دفاع از ارزشهاي انساني.

٧- اداره امور جوانان جمعيت و توسعه مشاركت جوانان در تصميم گيريها و فعاليتهاي مربوط به آنها آموزش آنان جهت آماده ساختن در انجام خدمات امدادي و عام المنفعه.

٨- كمك به تهيه دارو و وسايل وتجهيزات پزشكي مورد تياز مراكز بهداشتي كه درماني و آموزش كشور باموافقت وزارت بهداشت.

 

تشكيلات جمعيت هلال احمر ايران :

١- سازمان امدادو نجات : از لحاظ تجهيزات وتوانايي امدادي جزء 5 كشور اول جهان فعاليتهاي امداد به طور عهده در رابطه با آموزش و آمادگي در برابرسوانح شركت فعال در امر كمك رساني به كشورهاي سانحه ديده .

٢- سازمان داوطلبان = اداره كل داوطلبان در سال 1379 به سازمان داوطلبان تبديل شد اين اقدام به منظور احياء تحقيق يكي از اصول اساسي نهضت بين المللي صليب سرخ وهلال احمر يعني خدمات داوطلبانه صورت پذيرفت .

داوطلبان عبارتند از : داوطلباني كه آموزشهاي امدادي را گذرانده اند و در زمان وقوع حوادث همكاري دارند.

اعضاء داوطلبي كه  علاوه برهمكاري قطعي مورد اشاره جمعيت حق عضويت نيز پرداخت مي كند .

٢- داوطلبان تخصص – صاحب نظر – به عنوان عضو افتخاري      

٣- سازمان جوانان

٤-  سازمان تداركات پزشكي

٥-  معاونت درمان و توانبخشي

٦-  اداه كا امور بيم المللي

٧-   مركز آموزش و تحقيقات

 

 

سازمان جوانان :

سازمان جونان در سال 1313 به پيشنهاد اتحاديه انجمن هاي صليب سرخ و هلال احمر براساس ماده 64 اساسنامه جمعيت در قالب اشعلات جوانان شيرو خورشيد سرخ و با شعار خدمت گزاري پيريزي شده وعملا در آبان ماه سال 1326 تاسيس گرديد .

هدف از تاسيس اين سازمان بر خورداري از نيروي جوانان فعال ،خودجوش و داوطلب به منظور ايجاد و تعمين حس نو دوستي و مشاركت آنان در سازماندهي فعاليتهاي مربوط به جوانان  طبق اساسنامه مصوب سال 1368 جمعيت پس از پيروزي انقلاب اسلامي هدف اصلي اين سازمان توسعه مشاركت جوانان در تصميم گيري ها و فعاليت مربوط به آنها و آموزش آنان به منظور آماده سازي براي انجام خدماتامدادي ئ عام المنفعه اعلام شده است .

امروزه سازمان جوانان در بخش هاي دانش آموزي  ،دانشجويي  با ايجاد دفتر پايگاههاي جذب و پرورش نيروي جوان پرداخته است و در پايگاههاي موسوم به مراكز امور جوانان در سرتاسر كشور با ارائه خدمات آموزشي ورزشي و هنري تهيه كردن اوقات فراغت جوانان عضو مي پردازند . همچنين با پرپايي اردوهاي آموزشي – تفريجي  ،مانور. مسابقات امدادي – هنري ورزشي به كار جذب ،تربيت و حفظ نيروهاي جوان علاقمند به فعاليتهاي بشردوستانه مشغول است . فعاليتهاي سازمان به دو بخش فعاليتهاي آموزشي و فعاليتهاي امدادي و عام المنفعه تقسيم مي شود .

فعهاليتهاي آموزشي : هر فردي با گذراندن دوره آموزشي عضو سازمان محسوب مي شود

فعاليتهاي امدادي و عام المنفعه اعضاي سازمان در فعاليتهاي عام المنفعه اي چون بزرگداشت سالروز جهاني صلح – هفته كاهش آثار بالاياي طبيعي – طرح ملي نهضت سبز – روز اهداء خون  - روز جهاني معلولان – هفته حمايت از بيماران كليوي – روز هواي پاك چندين فعاليت نيكوكارانه ديگر .

فعاليتهاي سازمان جوانان بر اساس ساختار تشكيلاتي مصوبه هيئت اجرايي در سه حوزه (معاونت) جذب و سازماندهي، آموزشي-پژوهشي و فرهنگي و امور اجتماعي متمركز شده است. علاوه بر اين سازمان جوانان از يك اداره كل امور عمومي و خزانهدار (عامل ذيحساب) تشكيل شده است.

 

الف: معاونت جذب و سازماندهي:

معاونت جذب و سازماندهي بر اساس ماده 6 اساسنامه جمعيت هلالاحمر، موظف است زمينه جذب و سازماندهي و بكارگيري اعضاء جوان در امور امدادي، عامالمنفعه و بشردوستانه را فراهم نمايد. اين معاونت از سه ادارة عضويت و جذب نيروي انساني با هدف محوري جذب و سازماندهي جوانان داوطلب عضويت در جمعيت هلالاحمر، اداره برنامهريزي و سازماندهي با هدف محوري برنامهريزي و سازماندهي فعاليتهاي اعضاء در امور امدادي و عامالمنفعه، اداره خدمات رفاهي اعضاء با هدف محوري تقويت و استمرار ارتباط اعضاء با سازمان و تشويق آنان به انجام خدمات امدادي و بشردوستانه تشكيل شده است.

 

ب: معاونت آموزشي-پژوهشي:

آموزش در سازمان جوانان جمعيت هلالاحمر بر اساس اهداف سازماني بر دو محور خدمات امدادي و عامالمنفعه استوار است. بنابراين آموزش در اين سازمان، مجموعه فعاليتهايي است كه به منظور آمادهسازي جوانان داوطلب عضو براي انجام خدمات مذكور، صورت ميگيرد. انجام فعاليتهاي پژوهشي در سازمان توسط كارشناسان مربوطه و نيز بررسي پژوهشهاي انجام گرفته توسط اعضا، بخش ديگري از فعاليتهاي اين معاونت را تشكيل ميدهد. اين معاونت از 3 ادارة آموزش با هدف محوري ارتقاي دانش و تقويت مهارتهاي فردي، امدادي و بشردوستانه، اداره پژوهش با هدف محوري ايجاد و تقويت بنيانهاي پژوهشي در ارتباط با طرحها و برنامههاي سازمان جوانان، اداره ارزشيابي با هدف محوري ارزشيابي طرحها، روشها و برنامههاي سازمان تشكيل يافته است.

 

ج: معاونت فرهنگي و امور اجتماعي:

معاونت فرهنگي و امور اجتماعي سازمان جوانان جمعيت هلالاحمر داراي وظايف اجتماعي-فرهنگي در جهت تحقق خواستهها و نياز مخاطبين و تحقق خواستهها و اهداف جمعيت هلالاحمر است. بنابراين تلاش ميكند تا با برگزاري اردوها و مسابقات، جشنوارههاي فرهنگي-هنري، تشكيل انجمنهاي فرهنگي-هنـري و برگزاري مسابقات ورزشي و مديريت مجتمعهاي دانشآموزي در جهت شكوفايي استعدادهاي خلاق اعضاء و ارتقاء حس مسئوليتپذيري آنان، اقدام نمايد. اين معاونت از 3 ادارة اردوها و مسابقات با هدف محوري تقويت حس نوعدوستي، مسئوليتپذيري و ايجاد روحيه تعاون و تفاهم در بين اعضا، اداره فرهنگي-تربيتي با هدف محوري شكوفايي ذوق و استعدادهاي فرهنگي-هنري اعضا، اداره تربيت بدني با هدف محوري ارتقاء توان جسمي و روحي اعضاء در ارايه خدمات امدادي و عامالمنفعه و اداره مجتمعهاي دانشآموزي با هدف محوري تربيت دانشآموزان مستعد به عنوان مروجين جوان روستايي در راستاي اهداف جمعيت تشكيل يافته است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 17:53  توسط سامان  | 

تاريخچه ي مهندسي عمران :

سرپناه از نيازهاي اساسي و اوليه ي  انسان است كه دردوره هاي   مختلف زندگي به   صورت هاي گوناگون  به آن  پاسخ داده   شده است. انسان  هاي   اوليه    براي  پناه گرفتن از غارها كه ساخته ي دست طبيعت بود بهره مي گرفتند امابا گذشت زمان ، آدمي   با   به   كارگيري ابزارهايي كه خودساخته بودو با استفاده ازمنابعي كه طبيعت در اختيارش قرار داده بود،   اقدام به  ساخته محلي براي زندگي خود كرد. بدين گونه با پيدايش اولين  سر پناه دست ساز بشر،پايه و اساس مهندسي عمران شكل گرفت.

با بزرگتر شدن جوامع و نيازهاي آنها به سرپناه هاي بزرگتر،و تلاش بشر در راه مهار   طبيعت به منظور رفع نياز هاي خودهمانندساختن پل ها،سدها وراه ها،رفته رفته نقش مهندسي   عمران ياهمانEngineering  Civil ( به معناي مهندسي تمدن )در زندگي بشر پر رنگ  و پر رنگ تر شدو نقش اساسي را در توسعه ي جوامع ايفا كرد.

كشور درحال توسعه ي ايران نيز از اين امر مستثني نبود،چرا كه دراولين قدم هاي خود  براي رسيدن به يك جامعه ي پيشرفته،نيازمندزيربناهايي چون راه ها پل ها سدها سازه هاي  دريايي براي سكوهاي نفتي،خانه هاي مسكوني ، اداري و صنعتي مقاوم در برابر زلزله،آشيانه هاي   هوا پيما هاو... بود. همه ي اين ها محقق نمي شود جز درسايه ي رشدكمي وكيفي رشته ي تحصيلي مهندسي عمران در داخل كشور وتربيت نيروهاي متخصص در اين امور.

مهندسي عمران چيست؟

(مهندسي عمران) عنوان مدرك تحصيلي است كه به فردپس از فارغ التحصيلي ازدانشگاه  اعطا مي شود، ولي به عنوان يك شغل به حساب نمي آيدچراكه به واسطه گستردگي اين رشته،فارغ التحصيلان مهندسي عمران مي توانند در مشاغل متنوعي در حوزه هاي پيمان كاري ، مشاوره و نظارت در امور سدسازي، راه سازي،  پل سازي، ساخت پالايشگاههاي نفتي و سازه هاي صنعتي، مديريت ساخت سازه هاي دريايي وساختمان سازي بامقاومت در برابر زلزله و... فعاليت داشته باشد.

 

مهندسي عمران چند شاخه دارد؟

اين رشته ي تحصيلي در سه شاخه ي مهندسي «عمران –آب »  ،  «  عمران-نقشه برداري» و «عمران – عمران» در دانشگاه هاي ايران تدريس مي شود .

عمران- نقشه برداري

هدف اين رشته تربيت نيروهاي متخصصي است كه بتوانندبه منظور اجراي برنامه هاي عمراني با اطلاعات دقيق مهندسي (مسطحاتي  ،ارتفاعي، چگونگي) نقشه هاي گوناگون (ترسيمي ، رقمي، تصويري) زمين شناحتي را ازمنطقه مورد نظر ترسيم كنند. بدين منظور با تدريس دروسي چون راه سازي، نظريه ي خطاها ، جغرافيايي ايران نقشه برداري و ژئودزي(جهت تعيين شكل زمين)،متخصصاني را تحويل جامعه خواهندداد كه مي توانند مديريت گروه هاي اجرايي  در  عمليات نقشه برداري را به عهده گيرند.

ديگرتواناييهاي متخصصان اين رشته عبارت است ازطرح وبرنامه ريزي روش نقشه   محاسبات وبرنامه ريزي در زمينه هاي مختلف فني نقشه برداري، تدريس و آموزش در دوره ي كارداني (پس از طي دوره ي مربوط به تعليم و تربيت ). اين رشته تا سطح كارشناسي ارشد در داخل و درسطوح بالاتر در خارج از كشور تدريس مي شودودانش آموزاني كه در  هندسه و  مثلثات و فيزيك دوره ي دبيرستان قوي باشند و  علاقه مندي  وآمادگي جسمي براي  كار  در  مناطق كوهستاني و بياباني را دارا  باشند، مي توانند با تحصيل در اين رشته   به  آينده ي شغلي  خود در مراكزي چون سازمان بنادر و كشتيراني ، وزارت برنامه و بودجه،راه و ترابري،نفت، سازمان آب، اداره ي جغرافيايي ارتش، و نيز سپاه اميدوار باشند.

عمران- آب

در اين رشته متخصصاني  تربيت مي شوند كه مي توانند به كمك اطلاعاتي كه در زمينه هاي شناخت  منابع آب ونظارت و به سازي كيفيت منابع آب به دست آورده اند،درمراحل مختلف طراحي ، نظارت و مديريت طرح هاي آب كار كنند .


عمران –عمران

مهمترين  شاخه ي  مهندسي عمران ، كه قبلا  به مهندسي راه وساختمان مرسوم بوده رشته ي  مهندسي عمران –عمران است؛كه هدف آن  تربيت  متخصصاني است كه بتواننددرطرح هاي مختلف عمراني در زمينه هاي ؛ ساختمان سازي ، راه سازي، پل سازي، سازه ها و   بناهاي آبي، جمع آوري  و  دفع  فاضلاب  و... مسئوليت طرح و محاسبه اجرا و نظارت براجرا را در مراكز مختلف دولتي وخصوصي برعهده بگيرند.براي رسيدن به اين سطح ازتوانايي دانشجوي مهندسي عمران بر اساس مصوبه ي شوراي عالي برنامه ريزي بايد ۱۴۰ واحددرسي را بگذرانند كه ۲۰ واحد آن دروس عمومي، ۲۵ واحد آن درس هاي پايه ۸۰واحد دروي اصلي وتخصصي الزامي و ۱۵واحد دروس اختياري است .

۲۰واحد دروس عمومي كه ميان تمام رشته هاي تحصيلي دانشگاهي مشترك است.درس هايي چون معارف اسلامي،فارسي زبان خارجي  و....را شامل مي شود.۲۵ واحددرس هاي پايه  درس هايي است كه در  غالب رشته هاي هم گروه  ( نظيرگروه  فني و  مهندسي  ) و به خصوص در گرايش هاي مختلف يك   رشته  به  صورت مشترك تدريس مي شودو   اساس درس   هاي تخصصي را تشكيل مي دهد ،  « رياضي عمومي » ،  « معادلات ديفرانسيل»، «محاسبات عددي و آمار»،  احتمال مهندسي» ، « فيزيك در زمينه هاي حرارت » ،«مكانيك  »  ، « الكترسيته » ، «مغناطيس»  و  « برنامه نويسي رايانه اي » عنوان  برخي از اين دروس است. ۸۰ واحد درسي درس تخصصي در واقع  درو سي است كه  به   يكديگر وابسته   اندو  بعضي پيش نياز دروس ديگرند ، از جمله «رسم فني ونقشه كشي ساختمان» ، «اصول مباني   معماري  و شهر سازي» ، «استاتيك» ، «مقاومت و مصالح» ، «تحليل سازه ها»  ،   « اصول مهندسي زلزله»  ،  «سازه هاي بتن آرمه» ، «پروژه ي بتن» ، «سازه هاي فولادي» ، « پروژه ي فولاد » ، « مكانيك خاك و پي سازي» ، «مكانيك سيالات» ، «هيدروليك» ، «هيدرولوژي مهندسي»، «مهندسي آب و فاضلاب و پروژه» ، «بناهاي آبي» ، «نقشه برداري و عمليات» و «راه سازي ، روسازي راه  و مهندسي راه و ترابري».

بايد اشاره داشت كه علاوه بر موارد يادشده كه اهم  درسهاي دانشگاهي  در  رشته ي مهندسي عمران-عمران هستند؛ درسهاي آزمايشگاهي نيز بخش مهمي از كار است كه د ر آن   دانشجو درسهاي نظري را در عمل ياد مي گيرد .دروسي چون «آزمايشگاه مكانيك خاك»، «آزمايشگاه هيدروليك»، «آزمايشگاه مقاومت و مصالح»، «مصالح ساختماني و آزمايشگاه»، «تكنولوژي بتن و آزمايشگاه» از اين دست است.

دروس اختياري را نيز نبايد از ياد برد كه تحت عناوين مختلف در د انشگاه ها  ارائه مي شود: « بارگذاري» ، «طراحي و معماري»، اصول مهندسي پل»و.....

درادامه بايستي اظهار داشت كه يك دانشجوي كارشناسي ( ليسانس ) عمران به صورت ضمني تمام دروس زير مجموعه هاي عمران رامطالعه مي كند و به طور محدود با آنها آشنا مي شود  ولي در دوره هاي بالاتر  فقط يكي از زمينه ها مورد مطالعه ي دقيق قرار مي گيرد.

دردوره ي كارشناسي ارشددانشجو با گذراندن تقريبا ۳۲ واحددريك زمينه ي خاص،معلومات خود را گسترش مي دهد  . در دوره ي  كارشناسي تخصصي ، پس  از  پايان  دوره ي  تحصيل كارشناسي ارشد ، بسته به رشته ي تحصيلي ۴۵ واحد درس اختصاصي ارائه مي شودكه  اغلب حدود نصف اين تعداد واحدبه پايان نامه ي دكترا اختصاص مي يابد.دررساله ي دكترادانشجو مي كوشدمرز هاي دانش رادرآن حوزه ي خاص گسترش دهد .

فارغ التحصيلان دانشجويان عمران – عمران مي توانند در مقطع  كارشناسي  در گرايش  هاي مختلف سازه، سازه هاي هيدروليكي، مهندسي زلزله،راه و ترابري،مكانيك خاك و پي ،  مهندسي آب ،سازه هاي دريايي ، مهندسي مديريت ساخت، مهندسي برنامه ريزي حمل و نقل ، مهندسي نقشه برداري ، فتو گرامتري و  محيط زيست؛ادامه ي تحصيل دهند ودرهر يك ازگرايش هاي ياد شده در مقطع دكترا تخصص بگيرند.

 

ايالات متحده و كانادا چه فرقي با ايران دارند؟

اگرچه رشته ي مهندسي عمران دركشور ما به لحاظ كمي وکيفي درجايگاه مناسبي قرار دارداما درمقايسه باديگركشور ها نقاط ضعفي نيزدارد.بامقايسه ي هرچه سطحي ميان دروس ارائه شده درايران باايالات متحده و كانادا ، مي توان به اين تفاوت ها و نقاط ضعف پي برد.

در ايالات متحده وكانادا اين رشته باهدف تربيت متخصصان بابالاترين كيفيت آموزشي طراحي شده ودر دو سال اول دانشجويان بطور گسترده اي بافيزيك،رياضي و شيمي وكاربردآن درامور مكانيك مواد  زمين  شناسي و  مهندسي محيط زيست آشنا مي شوند.    به علاوه  آنها به رسم نمودارهاي  مهندسي با استفاده از رايانه و ميز نقشه كشي تسلط مي يا بند.

طي سال هاي سوم و چهارم  دانشجويان مي توانند يكي از دو شاخه ي  « مهندس عمران »  يا «مهندس زيست محيط » را برگزينند و با توجه به انتخابشان دروس تخصصي را بگذرانند . در دوره هاي  بالاتر دانشجويان اين دوشاخه ي تحصيلي مي تواننددرپنج حوزه ي مهندسي عمران كه عبارتنداز«زيست محيطي وآب وفاضلاب   (= آسيب و آلودگي آبهاي زميني ،  پاك سازي آلودگي هاي شيميايي) »، «ژئو تكنيكي (=طراحي اندفيل،ارزيابي خاك) »، «هيدروتكنيكي(=پيش بيني سيلاب ،هدايت آب ها   ، مديريت   بندرگاهها و  تفريح  گاههاي  ساحلي) »،  «ساختاري(=ساختمان سازي ،پل سازي،سدسازي، استفاده از مواد جديد)»،«حمل ونقل(=جاده ها ، مديريت كنترل ترافيك سيستم هاي راهبردي هوشمنددرون ماشين) »تحقيق وپژوهش كرده و تخصص بگيرند.

با نگاهي به دروس تحصيلي مهندسي عمران  در  ايالات متحده و  كانادا  متوجه  مي شويم كه تاكيد آنها بر كار عملي است و بدين منظور داراي آزمايشگاه هاي مجهزي هستند كه درآن جا دانشجويان آزمايشهارادرمقياس هاي واقعي انجام مي دهند.اين آزمايشگاه هاشامل پيچيده ترين دستگاه هاي الكترو-هيدروليك براي آزمايش هردو حالت استاتيكي و ديناميكي اعمال نيرو  بر سازه ها است .

به علاوه بايد اذعان داشت مهندسي عمران كاری گروهي  است و  اين  گروهي كار كردن  را  دانشجويان  در دانشگاه ها بايد بياموزند.در ايران دربرنامه ي درسي مهندسي عمران  به    اين مسئله توجه نشده امه در ايالات متحده  و كانادا با   تاكيد  فوق العاده بر ارتباط ،رهبري و كار گروهي ؛ واحدآموزشي چون «مهارت كار گروهي و رهبري » ارائه مي شود.

گرچه ما به واسطه ي آموزه هاي ديني به رعايت اصول اخلاقي در  كارمان پايبند هستيم اما اين دانشگاه هاي ايالات متحده و كانادا هستند كه واحد  « اخلاق حرفه اي در مهندسي » را در برنامه ي درسي خود گنجانده اند تا براخلاق حرفه اي مهندسي  گوشزد كرده باشند.

به هرصورت رشته ي مهندسي عمران نيزهمانندساير رشته ها نيازمنداصلاح، بازبيني،وهماهنگ كردن آن با نياز هاي روز كشور است به علاوه ساختن وتجهيز كردن آزمايشگاه ها بخش مهم ديگري از كار است  كه نبايد فراموش كرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 11:55  توسط سامان  | 

امام حسن مجتبی(ع)فرمود:آنکس به تونزدیک است که ازراه دوستی باتونزدیک باشداگرچه فامیل تونباشد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 18:20  توسط سامان  | 

روستای دستجرد.عکس از جلال آقابیگی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 23:39  توسط سامان  | 

گوگان يکي از شهرهاي استان آذربايجان شرقي است که در بخش گوگان شهرستان آذرشهر واقع شده‌است. جمعيت اين شهر بر پايه سرشماري سال 1385 خورشيدي بالغ بر 10,949 نفر بوده‌است که از اين لحاظ نوزدهمين شهر پرجمعيت استان آذربايجان شرقي و دومين شهر پرجمعيت شهرستان آذرشهر -پس از مرکز شهرستان- محسوب مي‌گردد.

نام قديم اين شهر «گاوگان» بوده‌است که بعدها به «گوگان» تغيير نام داده‌است. شهر گوگان در 4 کيلومتري غرب آذرشهر، 60 کيلومتري جنوب غرب تبريز و 694 کيلومتري شمال غرب تهران واقع شده‌است. اين شهر در ساحل شرقي درياچه اروميه واقع شده‌است و ارتفاع آن از سطح دريا 1340 متر مي‌باشد.

از محصولات توليدي گوگان مي‌توان به گردو اشاره کرد که به نقاط مختلف کشور صادر مي‌شود. پيش‌شماره تلفني اين شهر 0412 مي‌باشد. شهر گوگان در سال 1336 خورشيدي با ارتقاي درجه از روستا به شهر، صاحب شهرداري دولتي شده‌است و هم‌اکنون يکي از شهرهاي استان آذربايجان شرقي محسوب مي‌گردد.

تاريخچه
شهر باستاني ليلان که پس از اسلام به‌عنوان يکي از بزرگ‌ترين و مهم‌ترين شهرهاي آذربايجان مطرح مي‌شد، بر اثر زلزله‌ها، سيل‌ها و ساير بلاياي طبيعي از بين رفته‌است و امروزه تنها شهري متروکه در معرض ديد قرار دارد. تاريخ شهر کنوني ليلان بسيار کوتاه است. در واقع سال‌ها پيش، يکي از ايلات، در نزديکي شهر باستاني ليلان سکني گزيده‌اند و مسئولين کشوري به‌دليل نزديکي اين روستا به شهر باستاني ليلان، نام ليلان بر آن گذاشته‌اند. در سال‌هاي اخير هم با توجه به باستاني بودن منطقه، کاوشگران و مورخان بسياري در محل شهر باستاني ليلان مشغول به تحقيق و جست‌وجو شده‌اند. اين خود عاملي براي جذب جمعيت در اين روستا شده‌است، تا جايي که علاوه بر اين که تعداد بسيار مردودي از اهالي روستا به ساير نقاط کوچيدند، مهاجراني نيز از روستاهاي مجاور وارد اين روستا شدند. تا اين‌که در سال 1374 خورشيدي بر اساس آمارهاي جمعيتي که جمعيت آن بيش از 5,000 نفر برآورد شده بود و با توجه به باستاني بودن منطقه، روستاي ليلان به شهر تبديل شد. امروزه ليلان پيش‌رفت‌هايي را متحمل شده‌است و در واقع ليلان امروزي، وارث آن شهر باستاني است.

هانري راولين سون (افسر انگليسي در حدود سال 1254 هجري قمري) مي نويسد: در دوره هاي خيلي قديم ناحيه گوگان در رديف مراكز بسيار زيبا و خرم آن روزگار بوده است و از چندين دهكده آباد و پيوسته به هم تشكيل شده است. روزبهي و ترقي گوگان را بايد از آنجا قياس و محاسبه كرد كه معمولاً ميزان ماليات هر خانواده 8 تا 9 تومان به پول روزگاران قاجاريه (شاهزاده عباس ميرزا) بوده است.    اين جغرافي دان آماري دقيق از باغها و وضعيت معاش گوگان ارائه نموده است و مي گويد باغداران و بازرگانان در مقابل هر طناب زمين يا 96 ذرع مبلغ يك پناباد (ده شاهي و نصف يك ريال) به دولت ماليات مي دادند.    
چالز استوارت جغرافيدان و جهانگرد انگليسي در سال 1251 قمري (1835 ميلادي) به ايران آمده و اينگونه مي نويسد: عطر گل سنجد به قدري در هوا آميخته بود كه هر مسافري را از خود بيخود مي كرد ، هوا پاك و طرب افزا و آسمان صاف به محيط اطراف و دشت گوگان لطفي وصف ناپذير بخشيده بود ، خاك زمينهاي حاصلخيز و مستعد، آب كافي ، چشمه ها ، رودخانه ها و چاهها ، هواي معتدل ، فعاليت مردم گوگان ، همه و همه گوگان را به صورت يك منطقه زراعي در آورده بود. و يكي از مراكر كشاورزي ، باغداري و دامپروري آذربايجان محسوب مي شود.   
ياقوت حموي سياح و جهانگرد رومي در باره گوگان مي نويسد: ده نجير جان يا اخير جان (اخي جهان) يكي از روستاهاي نزديك گاوگان در 3 كيلومتري آن قرار دارد كه درقديم شاه نشين بود و خزانه شاه در حدود قوم باغي (باغي نزديك روستاي فيروز سالار) به زير خاك فرو رفته و پادشاه ترك آن ديار كرده است.    
يكي از بزرگترين و قديمي ترين روستاهاي بخش ، روستاي تيمورلو مي باشد كه بنابر شواهد و قراين و نقل قول قدما حدوداً 13 قرن سابقه تاريخي دارد. وجود سنگ نوشته هاي بزرگ در روستا و وجود قبرستان مجوسان در كنار قبرستان بزرگ روستا و نيز مقبره دو نفر از شهيدان صدر اسلام در اراضي بالوجاي تيمورلو و حفاريهايي كه در سطح روستا در عمق ده متري انجام شده و وجود سفالها و تنورها حاكي از اين ادعاست كه در اثر پس روي و پيشروي آب درياچه اروميه به دفعات مكرر زير آب رفته و تخريب و بازسازي شده است.    
در زمان حمله مغول گوگان نيز مانند ساير شهرهاي ايران مورد تجاوز و قتل و غارت قرار مي گيرد ، در زمان هلاكو خان كه شهر مراغه پايتخت ايلخانيان شده بود گوگان و دهستانهاي اطراف آن به علت آب و هواي خوش و باغستانهاي پر ميوه جهت استراحت و خوشگذراني مورد توجه خانان مغول قرار مي گيرد . بعد از زوال ايلخانان به احتمال قوي خزائن خانان مغول پاي كوه قزل داغ در ميان دره اي به خاك سپرده مي شود.    

موقعيت جغرافيائي منطقه گوگان
 
اين منطقه از لحاظ ساختماني و وضعيت طبيعي زمين ، به صورت كفة گسترده اي است و بر روي مخروط افكنة رودخانه نوشين چاي (توفارقان چاي-گنبرچاي) قرار گرفته است كه در مجموع جلگه رسوبي و آبرفتي شرقي درياچه اروميه را تشكيل مي دهد و با شيب ملايمي از ارتفاعات حاشيه غربي سهند تا ساحل درياچه كشيده شده است . اين جلگه فاقد چين خوردگي وارتفاع بلند است و غالبا پستي وبلندي قابل ملاحظه اي ندارد . زمين آن تقريبا مسطح وهموار ،خاك آن حاصلخيز و يكي از مراكزمهم كشاورزي به شمار مي رود .    
- نزديكي روستاهاي اطراف (كمتر از 3 كيلومتر ) با محصولات كشاورزي و دامي فراوان چون تيمورلو ، دستجرد ، فيروز سالار ، قاضي جهان ... و همجواري شهرك صنعتي شهيد سليمي و دانشگاه تربيت معلم آذربايجان همچنين برپائي هفته بازار پنجشنبه ها بر رونق اقتصادي منطقه اهميت بسزائي داشته است .     - زمستانها در منطقه گوگان مثل اكثر شهرهاي استان زودرس و سرد و طولاني است و از آذرماه شروع وتا نيمه دوم فروردين ( اكثر سالها ) ادامه دارد . تابستانها هم به لحاظ وجود باغات فراوان حاصل از مستعد بودن منطقه و نزديكي به درياچه اروميه ملايم و مطبوع مي باشد .   
- بارندگي ساليانة اين منطقه حدود 260 ميليمتر بوده ، حداقل مطلق دما در ماه ژانويه (دي ماه ) حدود 30- درجه و حداكثر مطلق دمايي ثبت شده در ماه اوت (مرداد ماه) حدود 43 درجه مي باشد . حداكثر بارش در ارديبهشت ماه و حداقل آن در تيرو مرداد بوده و همچنين تبغير وتعرق پتانسيل سالانه حدود 750 ميليمتر وحداكثر آن نيز در تيرماه و 170ميليمتر مي باشد .
 منطقه گوگان فاقد جنگل مي باشد البته باغات اطراف رودخانه را مي توان بعنوان اراضي نيمه جنگلي بحساب آورد. مراتع بخش حدود 8450 هكتار واكثر گونه هاي گياهي در اين مراتع عبارتنداز تيپ گون ، اسفند ،خارشتر، شير سگ ، خانواده گرامينه و ...     خاكهاي مرغوب زراعي جلگه آذرشهر كه منطقه گوگان نيز بر روي آن قرار دارد حاصل نزولات جوي دوران چهارم و جريانات رودخانه اي ناشي از نزولات فوق مي باشد كه با فرسايش ارتفاعات ، موجب تراكم نهشته هاي سطحي در محل فعلي مخروط افكنه آذرشهر شده است و ارتباطي با اقليم فعلي ندارد. آب وهواي منطقه طبق نقشه بيوكليماتيك ايران جزء مناطق استپي سرد محسوب مي شود.    وجه تسميه گوگان  به اعتقاد برخي اصل اين كلمه به صورت گيوكان كه از تركيب دو كلمة گيو به معني پهلوان ، دلير و رشيد و كان به معني سرزمين مي باشد.( سرزمين پهلوانان و دليران)   
در مقابل ، نظرية ديگري هم هست كه چنين عنوان شده است : قبل از استيلاي اعراب به ايران و آذربايجان مناطق زيادي بودند كه به پسوند گان ختم مي شدند مانند: زنگان ، زدگان ، گوگان ، گاوگان و . . . كه بعد از استيلاي عرب ها رواج يافته است از آنجا كه در خط و رسم عرب بجاي گ از حرف ج استفاده نموده‌اند كه در نتيجه زنگان به زنجان تغير مي يابد و كلمه گوگان يا گاوگان به كوكان و يا كاوكان تغيير مي يابد.    نظريه سوم: در اين منطقه بدليل نزديكي به درياچه اروميه و وجود مزارع و آبهاي روان محل پرورش گاو بوده است كه كلمة گان نيز بمعناي محل پرورش يا محل و ميهن بوده است كه جمع كلمه به معني سرزمين پرورش مي باشد ولي در اين مورد مدرك مستندي در دست نمي باشد و خود اهالي منطقه نيز اين نظريه را تأييد نمي كنند.    اما به نظر مي رسد كلمه گاوگان از كلمة بكاول كه مخفف كلمة كاوُل (به معني سفره چي باشد) كه تركان به آن اطلاق مي كردند گرفته شده باشد و با توجه به اينكه مسير جادة باستاني ابريشم از اين شهر مي گذشته و بر سر راه كاروانيان و گذرگاهان بود به معني سفره‌چي ها آمده باشد و همچنين به احتمال قوي گاوگان از كلمة كاوگان كه در شاهنامه فردوسي آمده است گرفته شده و منسوب به خاندان كاوگون باشد كه در اين مناطق مي زيسته‌اند:    سپهدار چون قارَن كاوگان به پيش سپاه اندرون آوكان  پتانسيل گردشگري گوگان  - مخزن تغذيه مصنوعي فيروز سالار: كه داراي ظرفيت 3 مليون متر مكعب بوده وآب به صورت كانال انحرافي از رودخانه به آن وارد مي شود . پرورش ماهي و ماهيگيري در آن رونق دارد .  
3- چشمه معدني شورسو: اين چشمه به فاصله اندكي از ائل ميداني واقع شده ودر فلات آهكي قرار دارد . آب و املاح آن براي بسياري از دردهاي مفصلي مفيد است .  
4- معادن غني سنگهاي مرمر و تراورتن (ليموي وگردوئي وقرمز ) در اطراف شهر علاوه بر استخراج آن مناظر زيباي را نيز بوجود آورده اند كه خود حاصل چشمه هاي معدني چون شورسو وتاپ تاپان در روي فلات آهكي مي باشد .   
5- مقبره زينب خاتون (زوجه پيامبر اكرم وبه روايتي مادر اسامه بن فرقه) در كوهپايه هاي روستاي دستجرد كه سالانه پذيراي خيل عظيم عاشقان اهل بيت عصمت وطهارت مي باشد .   
6- مقبره صديقه خاتون خواهر زينب خاتون در روي تپه اي مشهور به شوشلي در قسمت جنوبغربي گوگان.   
7- مسجد جامع گوگان كه قديمي ترين ساختمان بجا مانده از دوره وليعهدي عباس ميرزا كه معماري آن منحصر به فرد مي باشد.   
8- زيارتگاه مسجد حضرت ابوالفضل : اين مسجد يكي ازمساجد مهم شهر بحساب آمده و از نقاط مختلف استان براي زيارت آن و دادن نذري ، بخصوص در ماههاي محرم و صفر به اين مسجد مي آيند .   
9- غارهاي مختلف در روي فلات آهكي در گوگان – دستجرد و قاضي جهان كه به عنوان نمونه مي توان به يددي كهل (هفت غار) وساري كهل (غار زرد )اشاره نمود .   
10- وجود اراضي و باغات در اطراف رودخانه گنبرچاي اين منطقه را به صورت يك منطقه نيمه جنگلي به حساب آورده و در بهار و تابستان پذيراي گردشگران مختلفي از اقصي نقاط استان به اين منطقه ميباشد   
11- وجود آثار باستاني چون كوحنه ديمان (آسياب خرابه) دليحلي داش (سنگ سوراخ) وآثار با قيمانده از قناتهاي قديمي مي تواند مناطق خوبي براي گردشگري و افراد علاقمند به طبيعت باشد .   
12- پلاياي گوگان كه در انتهايي ترين قسمت جلگه قرار گرفته وداراي اشكال كم نظيري از نمك و همچنين كوير در آن قابل مشاهده است (تا نزديكي درياچه اروميه).

مردم
اکثر مردم شهر ليلان به کشاورزي و باغداري مشغولند. زبان مردم اين شهر، همانند ساير نقاط منطقه آذربايجان، ترکي آذربايجاني است. طبق آمار سال 1385 خورشيدي از مجموع 6,079 نفر جمعيت اين شهر، 2,962 نفر مرد و 3,117 نفر زن هستند که در مجموع، 1,468 خانوار را تشکيل مي‌دهند. هم‌چنين طبق همين آمار، 71 درصد از مردم اين شهر باسواد و 29 درصد بي سواد هستند.آمار مردان و زنان شهر، نشان‌دهنده اين است که به‌علت اين‌که شغل اکثر مردان پيمانکاري است، در ساير نقاط کشور ساکن مي‌باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 23:27  توسط سامان  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 21:58  توسط سامان  | 

توازدیارکدامین ستاره میایی

که در نگاه تودریای نور جوشان است

قیام سرخ تودرقحط ساعی فریاد

طنین صاعقه وانفجارطوفان است

پیام امدنت رانسیم خون اورد

بیاکه شهدکلامت عصاره جان است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 21:3  توسط سامان  | 

دل می رود زدستم صاحب دلان خدارا

درداکه رازپنهان خواهدشداشکارا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 20:59  توسط سامان  | 

 

روزها فکرمن این است وهمه شب سخنم

که چرا غافل زاحوال دل خویشتنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 20:57  توسط سامان  | 

مطالب قدیمی‌تر